مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
932
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> به عمرى برادر ز مرگت بنالم * كه بودى به از هركه پرورده دامان بريزند اشكى چنان ديدگانم * كه هرگز نخشكند چون چشمهساران راوي گفت : مردم صدا به گريه ونوحه بلند كردند وزنان ، گيسوان پريشان كردند وخاك بر سر ريختند وصورت به ناخن خراشيدند وسيلى به صورت خود مىزدند وصدا به وا ويلا بلند كردند ومردان به گريه افتادند وريشها كندند واز آن روز بيشتر هيچ مرد وزنى گريان ديده نشد . فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 154 - 156 پس امّ كلثوم دختر ديگر حضرت سيدة النسا صدا به گريه بلند كرد واز هودج محترم حاضران را ندا كرد كه : « اى أهل كوفه ! بدا به حال شما وناخوش باد روزىهاى شما . به چه سبب برادرم حسين را خوانديد ويارى أو نكرديد ، وأو را به قتل آورديد وأموال أو را غارت كرديد وپردگيان حرمسراى أو را أسير كرديد ؟ واي بر شما ولعنت بر روىهاى شما . مگر نمىدانيد كه چه كار كرديد وچه گناهان وأوزار بر پشت خود بار كرديد ؟ چه خونهاى محترم ريختيد وچه دختران مكرم را نالان كرديد ومال چه جماعت را به غارت برديد ؟ كشتيد بهترين خلق را بعد از حضرت رسالت ورحم از دلهاى شما كنده شده بود . بدرستى كه گروه دوستان خدا هميشه غالبند وأعوان وياوران شيطان ، زيانكارانند . » پس شعري چند در مرثيهء سيّد شهدا گفت . أهل كوفه خروش : وا ويلاه ! ووا حسرتاه برآوردند وصداى ناله وزارى وگريه وسوگوارى ونوحه وخروش به فلك سيهپوش رساندند وزنان ايشان موىها بر سر پريشان كردند وخاك حسرت بر فرق خود ريختند وروهاى خود را خراشيدند وتپانچه بر رخسار خود مىزدند : وا ويلا ! ووا ثبوراه ! مىگفتند . وحشتي شد كه ديدهء روزگار هرگز چنان ماتمى نديده بود . مجلسي ، جلاء العيون ، / 714 ونيز در أغلب كتب أهل سير به اين خطبه آن حضرت در اين مقام ودر اين ورود أهل بيت به كوفه أشارت نرفته است وسيّد ابنطاوس در بيان اين خبر منفرد است وآن جناب اجل از آن است كه در اخبارش محل تأمل باشد ؛ مگر همانكه گفتيم در سفر دوم است ؛ واللَّه اعلم . بالجملة ، امّ كلثوم عليها السلام فرمود : « يا أهل الكوفة ! سوءةً لكم ما لكم خذلتم حسيناً وقتلتموه وانتهبتم أمواله ورثيتموه وسبيتم نساءه وبكيتموه فتبّاً لكم وسحقاً . ويلكم ! أتدرون أيّ دواه دهتكم وأيّ وزر على ظهوركم حملتم وأيّ دماء سفكتموها وأيّ كرائم أصبتموها وأيّ صبية سلبتموها وأيّ أموال انتهبتموها ؟ قتلتم خير رجالات بعد النّبيّ ونزعت الرّحمة من قلوبكم ألا إنّ حزب اللَّه هم الفائزون وحزب الشّيطان هم الخاسرون » . مىفرمايد : « اى مردم كوفه ! بدا بر حال شما ! چه افتاد شما را كه حسين را خوار ساختيد ومخذول وبىيار وياور گذاشتيد وأو را بكشتيد واموالش را به غارت برديد وچون ميراث خويش قسمت ساختيد وپردگيانش را أسير نموديد ، آنگاه بر ايشان مىگرييد ؟ واي بر شما ! دست شما از پيشگاه رحمت خدا مقطوع وهمگى قرين هلاك ودمار شويد . هيچ مىدانيد چه امر عظيم وداهيهء بزرگ شما را فرو گرفت وچه بارى گران بر پشت خويش حمل كرديد ؟ هيچ مىدانيد چه خونها بريختيد وچگونه دختران وزنان مكرمات را به چنگ اسيرى درآورديد ؟ وچگونه دختران -